تاریخچه طلاق : هر آنچه که باید در مورد طلاق بدانید.

هر آنچه در مورد تاریخچه طلاق نمی دانید .

تاریخچه طلاق : طلاق از جمله مفاهیمی است که ناشی از روابط و کنش‌های متقابل انسان ها جهت رفع نیازها و غرایز طبیعی در زندگی اجتماعی است که گاهآ تحت عناوین مختلف ، با شرایط خاص مربوط به هر عصر، اعمال می‌شده است . انسان از دیرباز و از زمانی که اقدام به تشکیل خانواده و نکاح کرده است با طلاق آشنایی داشته و به اشکال مختلف در حیات زناشوئی مشترک خود آن را بکار بسته است .

تاریخچه طلاق

کلیات

تقریباً در تمام جوامع و مناطق جهان و در همه ادوار تاریخ خانواده یکی از مهمترین و ارزنده ترین نهادهای اجتماعی شناخته شده است .

خانواده پایه اصلی و اولین نهادی است که انسان پس از تولد به عضویت آن در می‌آید و مهمترین تکیه‌گاه و محور زندگی اجتماعی است . زیرا فرد در خانواده متولد می شود و در هر خانواده زندگی می‌کند و در موقع نیاز به خانواده روی می‌آورد. در مباحث جامعه شناسی ،  خانواده دو جهت مورد بررسی و مطالعه قرار می‌گیرد : یکی به عنوان « گروه اجتماعی » و دیگری به عنوان یک « نهاد » .

هنگامی که به عنوان مجموعه ای از افراد نگریسته شود یک « گروه » است و زمانی که به عنوان مجموعه مقررات و شیوه خاصی از زندگی و رفتار جمعی در نظر گرفته شود یک «نهاد» محسوب می شود .

اگر تاریخچه خانواده را مورد بررسی قرار دهیم درمی‌یابیم که تاریخچه طلاق به تاریخچه ازدواج بر می گردد. و بشربنا بر گرایش و خواص طبیعی و غریزی خود ازدواج می‌کنند و خانواده تشکیل می‌دهد و ممکن است بنا بر دلایلی این رابطه زناشویی را پایان دهد و از ادامه زندگی مشترک خودداری کند. آنچنان که «ولتر» فیلسوف و نویسنده ی فرانسوی می گوید : « طلاق و ازدواج در یک زمان در عالم پدید آمد» .

قدر مسلم ژدر جوامع ابتدایی و در بسیاری از ادیان الهی و غیر الهی وجود داشته است .

البته  برحسب مورد طلاق در این جوامع از لحاظ اختیارات زن و مرد و کیفیت آن دارای اختلافاتی بوده و بنابراین در این مقال به طور مجزا آورده می شود تا وضعیت طلا در ادیان و ملل باستان مشخص گردد و در ادامه به قوانین موضوعه برخی کشورها اشاره می شود.

تاریخچه طلاق در ملل و ادیان باستان

طلاق در ملل و ادیان باستان
طلاق در ملل و ادیان باستان

طلاق در ملل باستان

جوامع ابتدایی و عصر جاهلیت

طلاق در میان جوامع ابتدایی و عصر جاهلیت به اشکال مختلف و با حدود و قیودی  پذیرفته شده است ، که آثار و شواهد بجای مانده نظام طلاق در عراق قدیم و در عهد سومریان در وادی رافدین و نیل وجود داشته است .

آمده است که متارکه در جاهلیت بسیار ساده و با الفاظ  توهین آمیز صورت می‌گرفت، مثل اینکه  مرد به زن می گفت « انت فحلی کهذالبعیر _ تو مثل این شتر آزاد و رها هستی » بر خلاف این نوع طلاق ، آورده اند در عصر جاهلیت طلاق در مقطعی از تاریخ بدست زن بوده است و به این گونه که اگر درهای خانه به طرف راست بود ، به طرف چپ قرار می‌داد و اگر به طرف شرق بود به طرف غرب قرار می‌داد ، این وضعیت حاکی از این بود که زن  مرد را طلاق داده و دیگر او را نمی خواهد و هنگامی که زنی با مردی مدتی را به سر می برد حق انتخاب و تداوم زوجیت با او بود و اگر نمی خواست با مرد همبستر شود ، شوهرش را ترک می کرد .

. در جاهلیت عرب طرق و انقضاء زوجیت مختلف بود : مانند طلاق ، خلعی ، ظهار، سبی و انقضاء مدت در متعه که برخی از آنها را اسلام لغو و باطل اعلام کرد .

طلاق در یونان و روم باستان

در آن دوران زوجیت با خرید و فروش بعمل می آمد و زن تنها به اندازه یک کالا ارزش داشت و خرید و فروش و معامله می شد و بجز خانه داری و تربیت کودکان از هر چیز دیگری ممنوع بود .

مرد در فروش یا هبه یا وصیت کردن به زنش مختار بود . البته آمده است که در یونان و روم طلاق را می شناختند و حتی از آن سوء استفاده می کردند و از اهم اسباب طلاق ؛خیانت زوجه و عقیم بودن زوجه را بر شمرده اند .

تاریخچه طلاق در ایران باستان

در ایران باستان تعدد زوجات جایز بوده است و زنی که ممتاز از دیگران بوده بعنوان رئیس یا زن اول قلمداد شده و در بعضی از ادیان مانند مزدک،ازدواج ما بین محارم مجاز دانسته شده است .

در این دوران زن مورد ستم و تحقیر قرار می گرفت و مرد می توانست زن را مورد خرید و فروش قرار دهد و طلاق منحصرأ بدست مرد انجام می شد.

از یک قسمت از «مادیکان هزار دادستان» چنین نعلوم می شود که در حقوق ساسانی،طلاقی شبیه به طلاق خلع وجود داشته و زن می توانسته با واگذاری اموال خود به شوهر،خود را از رابطه زناشوئی آزاد کند .

طلاق در ادیان باستان

طلاق در دین زرتشت

در دین زرتشت طلاق امری منفور است و به عنوان یک روش جهت قطع پیوند زوجیتپذیرفته شده است . صدور حکم طلاق و انحلال رابطه زوجیت منوط به رأی قاضی است و تصمیم یکی از زوجین رأسآ موجب انحلال رابطه زناشویی نمی شود .

در این راستا و در جریان اخذ حکم طلاق باید مدتی به عنوان دوران جدایی مشخص گردد که طی آن مدت زوجین، زندگی مشترک خود را تداوم بخشند .

رجوع به قاضی جهت اخذ حکم طلاق و انحلال زوجیت برای هر یک از زن و مرد بستگی به احراز اثبات شرایطی دارد از جمله :

  • ۱ – هرگاه در موقع اجرای مراسم زناشویی زن یا شوهر دیوانه بوده و یا اختلال مشاعره داشته ، در صورتی که طرف از جنون و اختلال مشاعر او آگاه
  • 2 – هرگاه بعد از مزاوجت ، زن در یابد که شوهر عنین بوده و قبل از انعقاد قرارداد زوجیت پدید آمده باشد و زن از آن اطلاع نداشته باشد
  • 3 – در صورتیکه شوهر در مدت سه سال از دادن مخارج (نفقه) به زن امتناع نماید
  • 4 – اقدام به زنا از جانب زن یا شوهر و اثبات آن در دادگاه
  • 5 – خروج از آینه زرتشت
  • 6 – غیبت بالاتر از 5 سال شوهر ، و عدم وصول خبری از زنده بودن او

تاریخچه طلاق در دین یهود

در دین یهود نیز مرد می تواند حتی بدون دلیل از زن جدا شد اگر چه با میل به زن زیباتر باشد و زن در مورد مطلقه کردن خویش هیچ اختیاری نداردو به هیچ عنوان نمی تواند تقاضای طلاق نماید حتی اگر مرد زنا کرده باشد .

زمانیکه مرد قصد متارکه با زن خود را دارد طلاقنامه می نویسد و بدست زن می دهد و او را از خانه خارج می سازد ، در این طلاقنامه تاریخ وقوع جدایی و سبب آن درج می گردد ، ضمنآ طی طلاقنامه مذکور به زن خود که مطلقه ساخته است اجازه می دهد که بعد از او شوهر دیگری اختیار نماید .

همچنین مرد حق دارد تا مادامیکه زن شوهر دیگری اختیار نکرده باشد ، به وی رجوع نماید ولی هنگامیکه زن ، شوهر دیگری اختیار کند ، دیگر شوهر اول نمی تواند به او رجوع نماید .

با اینکه در دیانت یهود طلاق جایز شمرده شده است ولی در کتب مقدس یهود تأکید شده است که خدای بنی اسرائیل از آن نفرت دارد و در «تلمود» آمده است : « مرد حق دارد و برای زن چنین حقی نیست . مرد می تواند با کمترین دلیل هم – حتی سوزاندن غذا – زن خود را طلاق دهد و جایز نیست با زنی با نیت طلاق ازدواج کند ، مگر اینکه او را قبلآ خبر دهد .

طلاق در دین مسیح

پیروان حضرت عیسی (ع) در قرون اولیه‌ای که مسیحیت در میان مردم ترویج گردید،همانند مسلمانان ملتی واحد و یک صدا بودند، سپس در دین مسیح نیز تقسیماتی بوجود آمد.در خصوص مسأله طلاق ، مسیحیان دارای رأی واحدی نیستند ، آنچنانکه در انجیل «متی» آمده است ؛ که از حضرت عیسی پرسیدند که آیا آن گونه  که در دین حضرت موسی متارکه جایز است آیا در دین مسیحیت هم جایز است ؟ حضرت عیسی (ع) فرمود : بدرستی که موسی (ع) بخاطر قساوت قلب شما شما اجازه داد تا زنهایتان را طلاق دهید اما از اول چنین چیزی وضع نشده بود . من به شما می گویم هر کس ، از همسرش جدا شود مگر بر سبب زنا ، و زن او با دیگری ازدواج کند مرد زنا کند ، زنا کرده است و باعث زنا کردن او می باشد و مردی که با زن مطلقه ازدواج کند ، زنا کرده است .لذا در انجیل متی طلاق در صورت زنا مجاز شمرده می شود .

بر اساس دیدگاهی که بر منع مطلق طلاق استوار است ، جدایی نه تنها امری جایز شمرده نمی شود بلکه حرام است زیرا این نظر بر این عقیده استوار است که زن و مرد یک تن بوده که از پدر و مادر خود جدا شده و به یکدیگر می پیو ستند و هرگز نمی توانستند یکدیگر را رها سازند. بدین ترتیب در مسیحیت طلاق مجاز نیست و ازدواج بطلان ناپذیر است و فقط هنگام مرگ این پیمان باطل می گردد .

همزمان با پیشرفت و تحول جوامع در طیفی وسیع ، ضرورت زن طلاق در روابط زوجین به وضوح احساس می‌شد وفقدان طلاق مشکلات فراوان بوجود آورده بود فلذا این امر موجب گردید تا در جوامعی که از عدم طلاق رنج می برند و با فساد اجتماعی روبرو شده اند ، با مسأله طلاق مانند سایر پدیده های اجتماعی برخوردی نوین صورت پذیرد .

برخی از مشکلات فقدان طلاق از طریق مجامع علمی و رسانه های گروهی منعکس گردیده است،از جمله ؛ روزنامه «دیلی اکسپرس» می نویسد .

و روزنامه «فیگارو» می نویسد :

«ممنوعیت طلاق مشکل بزرگی برای مردم ایتالیا بوجود آورده است و بسیاری تابعیت ایتالیا را به همین خاطر ترک کرده اند»

علمای مسیحی در گذشته فکر می کردند ، چون در مسیحیت طلاق ممنوع است باید در سایر قوانین ممنوع باشد ، و از این رو به احکام متارکه در شریعت اسلام ایراد می گرفتند که چرا اسلام متارکه را مجاز دانسته است .

این در صورتی که قبل از مسیح ، قانون حمورابی و عبرانی ، جدایی را جایز می دانسته است. بالاخره با پافشاری مردم ، جامعه روحانیت به عینه دریافت که جعل احکام طلاق یک امر ضروری است .

فلذا احکام «احوال بطلان طلاق» انتشار گردید و  بدین سان رهایی با احراز و تحقق شرایطی خاص مجاز شمرده شد .

تاریخچه طلاق در حقوق کشور های جهان

نهاد خانواده در حقوق کشورهای جهان دارای جایگاه ویژه ای است بنحوی که در حقوق هر کشوری مسائلی از قبیل : نکاح ، طلاق ، نفقه ، حضانت و ارث زوجین قسمت اعظمی از مجموعه های قوانین مدنی خانواده بر اساس مبانی حقوقی ، ایدئولوژی و عرفی وضع گردیده که در اینن خصوص حقوق کشور های جهان را از یکدیگر متمایز می سازد .

احکام جدائی در کشور های اسلامی ، بدلیل نشأت گرفتن حقوق این کشورها از منبع وحی ، در قواعد و مقررات مربوطه ، به یکدیگر شبیه است .

نقطه مقابل حقوق کشور های اسلامی ، حقوق کشور های سوسیالیستی و غربی است که در این مقال لازم است به اختصار دیدگاه این کشور ها ار در خصوص مسآله نفاق بیان نمائیم .

ابتدائا این نکته می بایست مورد توجه قرار گیرد که اصولآ مبانی طلاق در این کشورها بر نظریه «طلاق مجازات» یا «طلاق درمان» مبتنی است .

طلاق مجازات : نظریه ای است که به موجب آن ، در صورت تقصیر یکی از زوجین یا عدم انجام تعهدات ناشی از زناشویی ، جدایی تجویز می شود.چون این رهایی به عنوان جزای تقصیر پذیرفته شده ، آن را طلاق مجازات می نامند .

طلاق درمان : در این نظریه ، با چشم پوشی از اینکه تقصیری واقع شده یا نه و اگر تقصیری هست ، چه کسی مقصر است، چون ادامه زندگی مشترک امکان پذیر نیست ، جدائی باید به عنوان درمان پذیرفته شود .

در اینگونه جدایی علل مختلف برای متارکه ذکر نشده و تنها علت جواز آن «عدم امکان زندگی مشترک»است .

در پذیرفتن نظریات فوق در میان کشور ها اتفاق نظر وجود ندارد . زیرا برخی از کشور ها ، همانند ابالات متحده آمریکا صرفآ «طلاق مجازات» را پزیرفته اند و برخی از کشور های دیگر تنها نظریه «طلاق درمان» را اعمال می کنند همانند شوروی سابق و دسته سوم کشورهایی هستند که هر دو نظریه را اجرا می کنند .

تاریخچه طلاق در شریعت اسلام

در بحث از جدائی در ادیان الهی به زرتشت ، یهودیت و مسیحیت اشاره رفت . دین اسلام بعنوان شریعتی که از منشأ وحی نشأت گرفته ، زیربنا و منبع اصلی احکام آن یعنی قرآن ، علی رغم سایر کتب آسمانی ، دست نخورده و بکر ، پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) با تلاش کاتبان وحی ، نسل به نسل ، امت اسلامی از آن بهره مند گشته اند .

طلاق در اسلام
طلاق در اسلام

نظر اسلام پیرامون پیشینه طلاق

از آنجا که از اهداف دین مبین اسلام ایجاد مؤدت ، پیوند و انسجام افراد انسانی و تشکیل کانون های خانوادگی است ، ایجاد علقه زوجیت مورد تأکید قرار گرفته و به کرات مورد سفارش واقع شده است تا همزمان با بقاء نسل انسان ، باب بسیاری از مفاسد اخلاقی و جنسی و اختلاط نسل مسدود گردد .

این در صورتی است که اسلام طلاق را مورد نکوهش قرار داده و آنرا امری مبغوض خداوند معرفی کرده است و هرچند که جایز شمرده شده ولی اگر نیاز شدید به آن نباشد ناپسند و مکروه است .

پیامبر اکرم (ص) می فرماید : « أبغض الحلال الی الله الطلاق » یعنی مبغوض ترین و ناپسندترین حلال ها نزد خداوند طلاق است .

حضرت علی (ع) می فرماید : « تزوجوا و لا تطلقوا ، فانٌَ الطلاق یهتزمنه العرش » یعنی ازدواج کنید ولی طلاق ندهید ، زیرا عرش الهی از طلاق به لرزه در می آید .

جلال الدین مولوی در این باره می گوید :

تا توانی پا منهِ اندر فراق                             اَبغض الاشیاء عندی الطلاق

با وجود اینکه اسلام به دوری جستن از طلاق سفارش کرده و آن را مذموم دانسته است ولی مع الوصف شریعت اسلام بنابر وصف جاودانگی و جامعیت احکام آن ، در زمانیکه زندگی مشترک زوجین به بن بست می رسد ، جهت مداوای ناسازگاری و عدم تداوم زندگی زناشوئی تمهیداتی را مقرر داشته تا از تزلزل جامعه بشری و مبانی اخلاقی و انسانی که نه تنها شریعت اسلام ، بلکه هر عقل سلیمی آنرا لازمه حیات بشری می داند ، جلوگیری بعمل آورد .

در اسلام « طلاق » بعنوان آخرین حربه ، زمانیکه دیگر امیدی به تداوم زندگی زناشوئی ندارد ، بکار می رود تا باب مفاسد دیگر مسدود گردد . بعی نه می توان در جامعه  و اطراف خود تصور کرد ، یا اینکه جوامعی را که طلاق در آنها ممنوع است ، در خصوص عواقب و مصیبتهای فقدان طلاق ، مورد بررسی و تأمل قرار داد تا مفسده هایی که از عدم طلاق ناشی می شوند به وضوح آشکار گردند .

در زمانی که زن و شوهر در زندگی مشترک خود بنا بر هر دلیلی به بن بست می رسند معهذا قانون آنها را ملزم به زندگی اشتراکی می کند ، باب بسیاری از جرائم از قبیل ؛ زنا ، زنای به عنف ، خیانت ، قتل ، اعتیاد و … ، مفتوح می گردد . فلذا می توان اذعان داشت که اسلام هر چند به دوری جستن از طلاق مؤکدآ سفارش کرده است ولی هنگامیکه حیات زندگی اشتراکی زوجین را پایان یافته می بیند و برای جلوگیری از مفاسد مخربتر ، بین اهم ومهم ، طلاق را برگزیده تا باب مفاسد بزرگتر را که دارای آثار منفی بیشتری هستند مسدود سازد .

تاریخچه طلاق : طلاق از نظر دین مبین اسلام این نیست که بعضی خیال می کنند که شوهر می تواند به آرزوی خود هرگاه هوس کند زنش را طلاق دهد و حق دارد اقدام به چنین کاری نماید ، این تصور غلط ، باعث زشت جلوه دادن طلاق در اسلام است .

لازم است در مقام تبین دیدگاه و فلسفه طلاق در اسلام به چند نکته اشاره شود :

اولآ : طلاق امری نیست که اسلام آن را بوجود آورده باشد بلکه در بین شرایع و قوانین قدیم دارای ریشه و قدمت است .

ثانیآ : اسلام ازدواج را مشروع دانسته و آنرا بعنوان عقد حیات و تداوم جامعه بشری قرار داده است . این امر در صورتی تحقق پیدا خواهد کرد که بین زوجین توافق و میل قلبی و عشق و علاقه فطری و عریزی به ازدواج و زندگی مشترک وجود داشته باشد .

هر گاه زن و شوهر بنابر هر دلیلی ، در زندگی مشترکشان اختلاف و ناسازگاری و عدم سازش روی دهد به نحوی که به بن بست برسند و عشق و علاقه آنان به یکدیگر فروکش کند ،  پایه و رکن اساسی خانواده که همانا محبت و عشق و علاقه متقابل است خراب شده است . در چنین وضعیتی یکی از طرق سه گانه ذیل قابل تصور است :

1 _ ازدواج علی رغم تنفر شدید ادامه یابد ؛ چنین امری البته سوء نیت ، بغض ، کینه و نفاق بوجود می آورد و نه تنها راهی در مسدود ساختن مفاسد اجتماعی و اخلاقی بوجود نمی آورد بلکه به مراتب برای زوجین ، اولاد و جامعه زیانبار است .

2 _ زوجین با مفارقت جسمی زوجیت آنها تداوم یابد .این امر بر خلاف اصول و اخلاق بوده و طرفین را به تباهکاری و رابطه نامشروع سوق می دهد و موجب حیله و تقلب نسبت به قانون می شود .

3 _ انجام طلاق ، بعنوان مستمثکی که به اختلاف و ناسازگاری زوجین پایان می دهد .

از سه طریق فوق ، آنچه اسلام بر آن صحه گذاشته و احکام آنرا تشریع نموده طلاق است . اسلام به چنین وضعی با نظر تأسف می نگرد و زوجین را به تفاهم و صبر و شکیبایی تشویق می کند تا زندگی خانوادگی از نظر طبیعی باقی بماند .ولی پس از آنکه می بیند اساس طبیعی و غریزی ازدواج متلاشی شده لزومی به اجبار بر بقاء آن نمی بیند .

به عبارت دیگر ؛ فلسفه طلاق از بین بردن عسر و حرجی است که زوجین برخی اوقات بعلت ضعف دینی یا به خاطر اختلاف سلیقه و تضاد فکری ، از یکدیگر متنفر شده و محبت و علاقه آنها از بین می رود .بر همین اساس ، تنها راه علاج طلاق و جدایی زوجین است که اسلام آنرا پیش بینی نموده است .

ثالثآ : اسلام حقوق زن را مد نظر داشته و در خصوص رعایت آنها ، محدودیتها و الزاماتی را توأم با ضمانت اجرا ، برای شوهر قرار داده ، که در صورت تخطی ، شوهر ملزم یا تعزیر می شود .این امر حاکی از آن است که شبه مظلوم واقع شدن زن امری مرهوم و غیر منطقی است  .

همچنین بایدی توجه داشت که در اسلام ، طلاق صرفآ در دست مرد نیست ، بلکه مواردی هم پیش بینی شده که در زمانیکه زن در عسر و حرج قرار گرفت بتواند با مراجعه به حاکم شرع خود را از قید زوجیت رها سازد .

رابعآ : آنچه در اسلام بعنوان انگیزه طلاق آمده است ، صرف هر نوع اختلاف فی مابن زوجیت نیست . بلکه اسلام در راه طلاق موانعی را ایجاد کرده تا موارد طلاق را تا سرحد امکان تقلیل دهد . تاریخچه طلاق

از جمله آنها عبارتند از :

1 _ منظور از اختلاف و ناسازگاری به عنوان انگیزه طلاق ، هنگامی صادق است که تمام زندگی مشترک امکان پذیر نباشد .خداوند متعال از این نوع اختلاف و ناسازگاری به شقاق نام برده است . معنی شقاق یعنی به دو قسمت شدن است (یعنی طرفین به دو قطب مخالف تقسیم شوند )  در سوره نساء آیه ۳۵ می فرماید :

« وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَیْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَکَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَکَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ یُرِیدَا إِصْلَاحًا یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُمَا »

یعنی ؛ اگر در میان زن و شوهر اختلافی افتاد و ترسیدید که این کار باعث جدایی آنان شود ؛ داوری از خانواده شوهر و داوری از خانواده همسر انتخاب کنید و برای رفع اختلاف بفرستید ، اگر این دو داور قصد اصلاح داشته باشند خداوند آن دو را موفق می گرداند . تاریخچه طلاق

2 _ پرداخت مهریه ،خود عامل مهمی است که مرد را در تنگنا قرار می دهد تا از طلاق منصرف شود . زیرا هزینه پرداخت مهریه مطلقه و مهریه ای که برای ازدواج مجدد تعیین می گردد همراه با مخارج ازدواج مجدد ، مشکلاتی را در سر راه طلاق قرار می دهد .

3 _ نقش تعالیم اسلامی را در استحکام و تداوم بنیان خانواده و جلوگیری و کاهش طلاق نباید دست کم گرفت . زیرا در قرآن کریم و سنت ، به کرات مسئله نکاح و طلاق و لزوم صبر و شکیبایی و مهر زوجین نسبت به یکدیگر مورد تاکید قرار گرفته و توصیه های فراوانی درباره دقت در انتخاب همسر شده است از جمله در قرآن کریم آمده است :

«  وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَیَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا »

یعنی ؛با زن ها در زندگی با انصاف و خوش رفتار باشید هر چند که دل پسند شما نباشد و اظهار کراهت نکنید چه بسا چیزها که ناپسند شماست و حال آنکه خدا در آن خیر بسیاری برایتان مقدر داشته است .

4 _ احکام عده و لزوم نگهداشتن عده و امکان رجوع مرد در زمان عده ، می تواند فرصتی مناسب برای تجدید نظر در طلاق باشد . او باید در مدت عده در مسکن شوهر باقی بماند و به علاوه مخارج و نفقه او هم برعهده شوهر است .

سایت رجوع شوهر به زن و عدم تشریفاتی خاص ، امکان صلح و آشتی و برقراری مجدد زوجیت وجود دارد .

پر واضح است ، طلاق و احکام خاص آن که در قرآن و سنت تشریح گردیده است ، به دقت مورد توجه قرار گرفته و اما نشود حکمت و لزوم جعل طلاق در دین اسلام به وضوح قابل فهم است .

« لاینتر » فیلسوف انگلیسی پس از 54 سال اقامت در کشورهای اسلامی می گوید : « عملآ جدایی و گسستگی خانواده ها در میان مسلمانان به مراتب کمتر از ملل مسیحی است .»

به همین جهت است که در این اواخر می بینیم اکثر دولتهای اروپائی و آمریکایی ناچار شده اند به طلاق پناه برند که قبلآ آن را بر اسلام ایراد می گرفتند .

تاریخچه دفاتر ثبت ازدواج و طلاق

"<yoastmark

سند ازدواج و طلاق یکی از اسناد مهم حقوقی می باشد و دفتر ازدواج و طلاق ، محل تنظیم و ثبت قانونی آن می‌باشد .ثبت اسناد پیشینه ای کهن دارد و همزمان با اختراع خط پدیدار شد . تعدادی از اسناد به دست آمده از دیوان ثبت اسناد در تمدن عیلامی ،اسناد عقد ازدواج بزرگان حکومتی است .

یکی از موارد قانونی حمورایی نشان می دهد که تنظیم نکردن عقدنامه ،به بطلان عقد ازدواج منجر می‌شده است .

تاریخچه طلاق : حکومت ها برای حفظ حقوق دولتی و دریافت مالیات ، بیشتر به ثبت املاک توجه داشتند و بر لزوم ثبت اسناد احوال شخصیه تأکید نمی‌کردند .شریعت اسلام به منظور تنظیم روابط اجتماعی و تسهیل احقاق حقوق ،« کتابت » و « شهادت » را به ویژه در زمینه دیون و عقود ، از جمله ازدواج ، به عنوان یکی از شیوه های اثبات حق برگزید و در گسترش آن اهتمام ورزید .

تأسیس صدر دیوانخانه دفترخانه همایونی در دوره صفویه از جمله اقدامات مهم برای ثبت اسناد از جمله اسناد ثبت نکاح بود .

دوره قاجار به اسناد حقوقی و قضایی ، از جمله اسناد و طلاق ، اسناد صریحه گفته می شد .در آن زمان تنظیم اسناد در حضور علما و مجتهدان صورت می‌گرفت . دفاتر خاصی برای تنظیم این اسناد به نام دفتر «شرعیات» یا «دفتر رسائل» داشتند که در آن خلاصه هر سند ذکر می‌شد .

نمونه ای از این دفاتر که در عصر قاجار رواج بسیار یافت و اکنون بر جای مانده ، دفتر شرعیات شیخ فضل الله نوری ،شامل خلاصه اسناد تنظیم شده در محضر او در سال‌های 1303 و 1306 است .موضوع برخی از این اسناد ، ازدواج و طلاق و بخشش مهریه است .

دولت ایران در سال 1297 ش تصویب نامه ای در 41 ماده تدوین کرد که بر اساس آن ، اداره ثبت احوال در ایران پایه گذاری شد و ثبت وقایع چهارگانه ( تولد ، وفات ، ازدواج ، طلاق ) برعهده اداره سجل احوال گذاشته شد .

بر اساس مواد ۲۶ و ۲۷ این تصویب نامه هر یک از علما پس از نوشتن عقدنامه یا طلاق نامه باید رونوشتی از آن را به اداره سجل احوال تحویل می‌دادند .

با تصویب قانون ازدواج در سال ۱۳۱۰ شمسی ، ثبت اجباری ازدواج و طلاق و رجوع که قبلاً بر عهده سجل احوال بود به دفاتر ازدواج و طلاق واگذار شد .همزمان نظامنامه دفتر ازدواج و طلاق در وزارت عدلیه تدوین شد .

تاریخچه طلاق توافقی

پیشینه طلاق توافقی را می توان مصادف با تصویب قانون حمایت خانواده سال 1346 دانست .

طلاق توافقی که در سال های اخیر بیشترین تعداد را به خود اختصاص داده همزمان با تصویب قانون حمایت خانواده مصوب سال 1346 بوجود آمد . که طی آن در ماده 3 قید شده است که « در مواردی که برای طلاق بین زن و مرد توافق شده باشد ، طرفین باید توافق خود را به دادگاه اعلام و دادگاه گواهی عدم امکان سازش را صادر خواهد کرد ».

بعد از تصویب این قانون ، طلاق توافقی در همه قوانین مربوط به طلاق قید شد . که طی آن با توجه به روند سریع طلاق توافقی اکثر زوجین به آن روی آوردند .

طلاق توافقی با توجه به اینکه زوجین در آن در مورد تمامی حقوق خود به توافق می رسند و از روند دادرسی سریعی برخوردار است در سال های بعد از تصویب حمایت خانواده با روند رو به رشدی مواجه شد و اکثر طلاق های ثبت شده در ایران را به خود اختصاص داده است .

پیشینه طلاق عاطفی

پیشینه طلاق عاطفی را نمی توان به زمان خاصی اختصاص داد ولی می توان گفت که در سال های آتی این موضوع بسیار زیاد شده و در جامعه شاهد روز افزون این موضوع هستیم .

طلاق عاطفی به سردی میان زن و شوهر گفته می شود که در آن زوجین هیچ گونه محبتی به همدیگر نمی کنند و وجود آنها در کنار هم با سردی و عدم ارتباط صحیح و عاشقانه خواهد بود .

تاریخچه طلاق عاطفی را نمی توان به زمان خاصی از تاریخ منتصب کرد . در گذشته با توجه به اجباری بودن ازدواج دختران و عدم علاقه و تفاهم بین زوجین شاهد طلاق عاطفی بودیم ولی می توان گفت به علت حریم های اجتماعی و عقاید شهروندان زوجین زندگی عادی خود را به شکلی که کسی متوجه مشکلات عاطفی آنها نشود ادامه می دادند ولی امروزه موضوع طلاق عاطفی شکل تازه ای به خود گرفته و حریم های اجتماعی و عقاید شهروندان به شکل گذشته خود نمانده و زوجین بیشتر از پیش به این مشلاک دچار خواهند شد و آمار طلاق های عاطفی رو به افزایش است.

۲ نظرات
  1. mostafa می گوید

    با سلام و تشکر از سایت خوبتون و مطالب جالبی که گذاشتید .

  2. داود می گوید

    بسیار عالی بود مطالبتون راجب تاریخچه طلاق

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.